دل بکن
20 دی 1400 توسط کوثر
وقتی دلت را بابودن کسی گرم کردی وبانبودنش به انجمادرساندی ..وقتی دلت برای داشتن نداشته هایت ملتهب شد وبا سرعتی فراگیر تورا ندا داد..
وقت ان است که دلت را از درون سینه دربیاوری وساعتهابه ان خیره شوی تاببینی کجای کارمی لنگد
نگاه کن ببین کجای دلت ذره ای آتش گرفته ،این را از داغی جای جایش می توانی بفهمی
آرام دست ببر و دلت را لمس کن وجای سوخته اش را مرهمی از دلداری های خودت به خودت،بده
اصلا وقتی دل میبندی،زمان دل بریدن ،انگاردلت واقعا بریده میشود و جای بریدگی همیشه درد دارد !!
گاهی ناچاری دل ببری
تا خون نخوری
چون جای بریدگی دلت بالاخره خوب میشود
اما
خون خوردن مرهمی نیست …
گاهی دل ببر .دل بکن . تا جان نکنی
این نجاتت می دهد