خاستم خیلی صمیمی وبی مقدمه ازمحبوب بی مثالم تشکرکنم….ممنونم که گل های سپیدبرفت را روی سرمان ریختی…من مثل مورچه ای که ارام برگ راتکان میدهدتاهوای بیرون رانگاه کند ،هرازگاهی پرده راکنارمیزنم وازپشت پنجره نقل های عروسی ابرهاراکه روی زمین میپاشدرامیبینم …. گفته بودم صبح می ایم پی ات…برف امدردپایت گم شد
